تبليغاتX
دفتر خاطراتم

دفتر خاطراتم

نغمه های سکوت

 

به نام يگانه هستي عالم

سلام

من دوباره با يكي ديگه از شاهكارام اومدم

اميدوارم خوشتون بياد

مــشــق عــشــق

دفتر عشق دلمو باز كردم

به سطر سطرهايش چشم دوختم

فقط چشم دوختم

نتونستم...نتونستم بخونم

همه ي مشقهاي عشق دلم خط خورده بود

خطي سياه و كلفت

خطي كه تمام سطرهايش را پوشانده بود

نميذاشت بخونم

دوست داشتم زنده بشه

خاطرات قبلي عشقم

نميخوام تموم بشه

نميخوام دفتر عشقم براي هميشه بسته بشه

همه ي مشقهاي عشقم خط خورده بود

روي همه ي عكساش

حتي به عكسش هم رحم نكرد

حالا ديگه چيزي ندارم

تموم زندگيم وابسته بود به اون عكس

چرا؟! آخه چرا ازم گرفتيش؟!

 

راستي دوستاي گل و عزيزي كه به من لطف كردين و زحمت كشيدين

اومدين وبلاگمو نظر دادين اون داستاني كه تو پست قبل نوشتم خاطره يا

سرگذشت من نبود داستاني به فكرم رسيد و نوشتم مثل همه رمانهاي

ديگه فقط همين خواهشا براي مردم حرف در نيارين

راستي دوست دارم نظرتونو راجع به قالب وبلاگم بدونم

اگه بگين ممنون ميشم

 

تا بعد

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت12:7توسط مهسا پورمحمد | |